ميرزا محمد حيدر دوغلات
593
تاريخ رشيدى ( فارسي )
كه ذاكر خواهد بود ، خواه به دل گويد خواه به زبان . پس دل و زبان پاك و حلق پاك مىبايد . بر شما روشن است كه از اين روزها چه مىگويم و چه مىخورم . هرچه مىدهند و مىيابيم مىخوريم . پس زبان پاك و حلق ما را نشده است . و زبان به غير ذكر حق ، جلّ جلاله ، مالا يعنى بسيار مىگويد كه مرضى حضرت او نيست و بالجمله كسى كه از پى نگاهداشت اين شروط نباشد اسم طايفه اعزه درويشان بر او حرام باشد . پس غرض اين است كه ما درويش نيستيم ، اما اين مقدر هست كه حضرت مولانا جلال الدين رومى در نصيحت و وصيت فرزند خود سلطان ولد فرمودند : نظم : يكى لحظه ازو دورى نشايد * كه از دورى خرابىها فزايد به هر حالى كه باشى پيش او باش * كه از نزديك بودن مهر زايد پى اين بنده ناقل سخن درويشان است نه درويش نه ملا هر كس كه به سخن اهل اللّه عمل كند ، فوايد دنيا و آخرت بر آن مترتب خواهد شد . « لا تنظر الى من قال و أنظر الى ما قال » ، يعنى سخن را بين و سخن گوينده را مبين . و خدمت مخدومى ، مخدومنا مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى - قدّس اللّه سرّه و نوّر مرقده - بعد از وفات ايشان در شيب بالين ايشان نوشته يافتهاند ، از جمله نگاشته قلم درر نثار ايشان ( 285 پ ) يكى اين است كه هيچكس نيست كه گاهى خاطر او به حضرت حق ، سبحانه و تعالى ، حاضر نمىگردد و حضور خاطر به آن حضرت حقيقت ديگر است و همه كس به حسب اصل فطرت به چهار مقدمه مفطراند . يكى از اين چهار آنكه مىداند كه حقيقت وى از عدم به وجود آمده است ؛ دوم آنكه اين وجود و بقا به قدرت و اختيار وى نيست زيرا كه اگر به قدرت و اختيار او بودى خود را توانستى باقى داشتن و فانى نشدى ؛ سوم آنكه جميع موجودات ممكنه را حال اين است ؛ چهارم آنكه هرچه از عدم به وجود آمده است وى را ناچار است از موحدى و خالقى و اين مقدمات چهارگانه منشأ مىشود به وجود صانعى كه به خود موجود است نه به غير خود . و نيز مىداند و مشاهده مىكند انعام خالق را نسبت به خود به نعم جليله ، چون وجود و هرچه